28 مهر 1405
مدتی قبل حالم خوب نبود و رفتم بیمارستان ،توی سالن بیمارستان ، یه زن با چهرهی موجه دیدم که بچهی بیمارش رو بغل کرده بود و از شدت نگرانی، مدام پیش این و اون میرفت ، کنجکاو شدم وقتی خوب دقت کردم دیدم بنده خدا از یه شهر دور اومده بود، پول اسکن کلیهی… بیشتر »