قضاوت ممنوع
مدتی قبل حالم خوب نبود و رفتم بیمارستان ،توی سالن بیمارستان ، یه زن با چهرهی موجه دیدم که بچهی بیمارش رو بغل کرده بود و از شدت نگرانی، مدام پیش این و اون میرفت ، کنجکاو شدم وقتی خوب دقت کردم دیدم بنده خدا از یه شهر دور اومده بود، پول اسکن کلیهی بچهاش رو نداشت و توی شهر غریب درمانده و مستاصل مونده بود.
خدا رو شکر چند نفر دورش جمع شدن و پول رو براش جور کردن. اما یه صحنه خیلی من رو به فکر فرو برد…
یکی از کسایی که خیلی دلسوزانه جلو اومد و کمک کرد، دختری از همین نسل جوون و امروزی بود؛ پوشش و حجابش با معیارهای منِ محجبه فرق داشت. همون لحظه توی دلم گفتم: «من که دم از اعتقاد و حجاب میزنم، چقدر حواسم به آدمهای دوروبرم هست؟ نکنه ظاهر بین ما رو از باطن پاک آدمها غافل کنه؟»
دیدن اون صحنه یه درس بزرگ برام داشت. ما گاهی خیلی راحت آدمها رو از روی ظاهرشون قضاوت میکنیم و فکر میکنیم دینداری و انسانیت فقط توی چارچوبهای خاصی خلاصه میشه. در حالی که خیلی وقتها، همین دخترایی که توی کوچه و خیابون میبینیم همون اعتقادات و دارن اما مقوله ی حجاب هنوز براشون مثل یک علامت سواله،ولی با همهی تفاوتهای ظاهری، قلبی به وسعت دریا و دستی بخشنده دارن.
شاید قلب بیدار وانسانیت همین ها با کوچکترین تلنگر و یا امر به معروف صحیح و به جا ظاهرشون رو هم درست کرد .یادمون باشه که (ضرب المثل از کوزه همان برون تراود که دراوست ) درست نیست،با توجه به اینکه دراسلام احکام مربوط به ظاهر و پوشش هم داریم اما حق نداریم از روی ظاهر افراد، دربارهی انسانیت نظر بدهیم، ارزش انسان، ایمان واقعی و باطن افراد رو نباید با ظاهرِشون قضاوت کرد .
#_به_قلم_خودم